به دستور مهرداد دوم، اروروباز( نماينده گروه مذاكره كننده ايران با امپراتوري روم) به دليل نشستن بر صندلي پايين تر از صندلي سولا ( نماينده و ژنرال رومي)، در ميدان بزرگ تيسفون اعدام گرديد.
در سل 1927 یعنی 10 سال پس از انقلاب بلشویکی،ولادیمیر بختریف ( روانشناس معروف روس ) به مسکو احضار گردید و از او درخواست گردید که ژوزف استالین را که گفته می شد به افسردگی دچار شده بود، را درمان کند. بختریف به استالین گفت که از پارانویای شدید رنج می برد. بعد ازظهر همان روز بختریف به طرز مشکوکی درگذشت. چنین تصور شده است که استالین دستور داده بود او را مسموم کنند تا به این وسیله از او به خاطر این تشخیص انتقام بگیرد.برای تعیین علت مرگ اجازه کالبد شکافی داده نشد و جسد وي نيز سوزانده شد. بعد ها استالین نشر اثار او را ممنوع اعلام کرد و دستور داد پسرش را تیرباران کنند.
نکته جالب در مورد رنه دکارت «فیلسوف فرانسوی که بیشتر عمر خود را وقف مطالعه تعامل ذهن و بدن کرده بود»، وضعیت سر و بدن خود اوست. شانزده سال پس از مرگ وی در سوئد، دوستانش تابوتی را می فرستند تا بدن اورا به فرانسه بازگردانند اما تابوت به اندازه ای کوتاه بود که جسد در آن جای نمی گرفت، مسئولان سوئدی سر او را از بدن جدا کردند تا در فرصت مناسب بعدی سر او به فرانسه فرستاده شود.
در جریان آماده شدن جسد برای ارسال به فرانسه ، سفیر فرانسه در سوئد برای یادبود، انگشت سبابه دست راست وی را برید. چندی بعد یک صاحب منصب نظامی جمجمه دکارت را از زیر خاک درآورد و به عنوان یادگاری نگه داشت . این جمجمه 150 سال توسط کلکسیونر های سوئدی دست به دست شد تا سرانجام به پاریس رسید و در کنار بدن دفن گرديد.