‏نمایش پست‌ها با برچسب قدما. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قدما. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن

دکترها  می گفتند که دویدن یک مایل در کمترازچهار دقیقه غیرممکن است  و ممکن موجب مرگ انسان شود.
این بود که وقتی بعد از خط پایان نقش زمین شدم، فکر کردم که مُرده ام.

                                                                   راجر با نیستر ( اولین کسی که یک مایل را زیرچهار دقیقه دوید)

۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه

هر شری چاره ای دارد، مگر حماقت

دریغ بر ملتی که لباسی بر تن می کند که خود نمی بافد. نانی می خورد که خود درو نمی کند.
دریغ بر ملتی که زورمدار را همچو قهرمانی تشویق می کند و سلطه جوی پرابهت را عطابخش می انگارد.
دریغ بر ملتی که در رویای خویش خواهشی را خوار می شمارد اما در بیداری تسلیمش می شود.
دریغ بر ملتی که دَم بر نمی آورد مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام بر می دارد. خود را نمی ستاید مگر در ویرانه هایش و عصیان نمی کند مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار گیرد.
دریغ بر ملتی که با شیپور به استقبال حاکم تازه اش می رود و با هو کردن بدرقه اش می کند، تنها به خاطر اینکه با شیپور به استقبال دیگری برود.
دریغ بر ملتی که پاره پاره شده است و هر پاره خود را ملتی می داند.

                                                                           جبران خلیل جبران

۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه

پیامبر

هیچ چیز را زشت مخوان، مگر وحشت یک روح در پیشگاه خاطرات خویش.

                                                                   جبران خلیل جبران

۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه

آن چیز که در جستن آنی، آنی

خودتان را بشناسید . فکر نکنید چون سگتان از شما راضی است، انسان فوق العاده ای هستید.

                                                                                              آن لِندرز

۱۳۸۹ دی ۱۹, یکشنبه

پیش از اینت، بیش از این اندیشه عشاق بود

دانی که چه ها چه ها چه ها می خواهم

وصل تو من ِ بی سر و پا  می خواهم

فریاد و فغان و ناله ام  دانی چیست؟

یعنی که تو را تو را تو را می خواهم

                                                 ابو سعید ابوالخیر

۱۳۸۹ آبان ۱۴, جمعه

حج ِ تاج الرجال

« الهی دلم بگرفت . كجا روم ؟

             من، كلوخی و آن خانه، سنگی

                                             مرا تو می باید »

                       رابعه عدويه

۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه

نامت هنوز ورد زبانهاست



مرا بکشید تا من آرام یابم و شما پاداش

                              حلاج

...

...
زندگي هيچ ارزشي ندارد و هيچ چيز هم ارزش زندگي را ندارد
...

۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه

۱۳۸۹ آبان ۳, دوشنبه

هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست

«حقا و به حرمت دوستی، که نمیدانم كه این که می نویسم راه سعادت است که میروم یا راه شقاوت؟ و حقا که نمیدانم که این که نبشتم طاعت است یا معصیت؟ کاشکی یکبارگی نادانی شدمی تا از خود خلاصی یافتمی.
چون در حرکت و سکون چیزی نویسم رنجور شوم از آن بغایت. و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم. چون احوال عاشقان نویسم نشاید، چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید، و هر چه نویسم هم نشاید، اگر هیچ ننویسم هم نشاید، اگر گویم نشاید، و اگر این واگویم نشاید، و اگر وانگویم هم نشاید، و اگر خاموش شوم هم نشاید»

نامه هاي عين القضات همداني

۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

جرأتش رو داری اینو بگی ؟


...


عاشق با عشق آشناست ، اورا با معشوق کاری نیست

(ابوالسعید ابوالخیر)


...

۱۳۸۹ مهر ۲۳, جمعه

تكامل مخالفت تدريجي

چقدر خوب می شد که همه دانشمندان در شصت سالگی می مردند زیرا بعد از این سن مطمئنا با تمام مکاتب نو مخالفت می کنند.


چارلز داروین


۱۳۸۹ مهر ۲۱, چهارشنبه

2+2

یک حقیقت علمی تازه با متقاعد کردن مخالفان و وادار ساختن آنها به دیدن نور حقیقت پیروز نمی شود بلکه پیروزی آن به این دلیل است که مخالفانش سرانجام می میرند و نسل جدیدی رشد می کند که با آن آشناست.



ماکس پلانک

۱۳۸۹ مهر ۱۹, دوشنبه

بگذار تا بگريم

اي مرد هنر تو هرچه باشد و از هركجا آمده باشي، من كوروش هستم .
 كسي كه شاهنشاهي پارسيان را پي نهاد . بر من و بر اين خاكي كه جسد مرا در بر دارد، رشك مبر.

پلوتارك - ترجمه كتيبه آرامگاه كوروش

۱۳۸۹ مهر ۱۶, جمعه

۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه

اوديسه ولتر

دو چيز براي من به معناي زندگي است: آزادي و بانويي را كه دوستش دارم.
ولتر

۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

سارتر در كلمات

من و سينما ، سن ذهني يكساني داشتيم.هفت ساله بودم و خواندن مي دانستم. سينما دوازده ساله بود و حرف زدن نمي دانست. مي گفتند اولش كارش است و پيشرفت خواهد كرد.

۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

I Have a Dream

«من رويايي دارم كه در آن روزي اين ملت به پا مي ايستد و زندگي را با معناي حقيقي اين اصل اعتقاديش‌ آغاز مي كند : ما اين حقيقت را بديهي مي شماريم كه همه انسانها برابر خلق شده اند».
به احترام رزا پاركس ، زني كه بلند نشد تا جاي خود در اتوبوس را به يك سفيد پوست بدهد و همين آغازگر جنبش هاي ضد ن‍ژاد پرستي شد و به احترام مارتين لوتركينگ مردي كه رويايي داشت و به احترام تمام كساني كه رويايي در دلشان دارند و آن را برتراز جان خود عزيزمي دارند، بر مي خيزم و اداي احترام ميكنم.


۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه

كارل ماركس

هيچكس مخالف آزادي نيست، حداكثر مخالف آزادي ديگران است.

۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

حسين پناهي

به خدا ايمان داري؟؟؟ خدا تو جوونه ي انجيره ...خدا تو چشم پروانست وقتي از روزنه ي پيله اولين نگاهش به جهان مي افته... خدا بزرگتر از توصيف انبياست... بام ذهن ادمي حياط خانه ي خداست ...خدا به من نزديكه همين قدر كه تو از من دوري...