۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه

هر شری چاره ای دارد، مگر حماقت

دریغ بر ملتی که لباسی بر تن می کند که خود نمی بافد. نانی می خورد که خود درو نمی کند.
دریغ بر ملتی که زورمدار را همچو قهرمانی تشویق می کند و سلطه جوی پرابهت را عطابخش می انگارد.
دریغ بر ملتی که در رویای خویش خواهشی را خوار می شمارد اما در بیداری تسلیمش می شود.
دریغ بر ملتی که دَم بر نمی آورد مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام بر می دارد. خود را نمی ستاید مگر در ویرانه هایش و عصیان نمی کند مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار گیرد.
دریغ بر ملتی که با شیپور به استقبال حاکم تازه اش می رود و با هو کردن بدرقه اش می کند، تنها به خاطر اینکه با شیپور به استقبال دیگری برود.
دریغ بر ملتی که پاره پاره شده است و هر پاره خود را ملتی می داند.

                                                                           جبران خلیل جبران

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر